مسجد شیخ لطفالله یکی از کاملترین نمونههای برآمده از نبوغ مهندسان ایرانی در عصر طلایی سلسله صفویه به شمار میرود. درک ظرافتهای فنی این اثر تاریخی نیازمند نگاهی فراتر از تماشای الگوهای بصری و تحلیل پیوندهای عمیق میان علوم ریاضی، هندسه و فیزیک نور است. استادان کهن با تلفیق شگفتانگیز مصالح بومی و محاسبات زاویهسنجی دقیق، فضایی را خلق کردهاند که پس از قرنها همچنان موضوع بحث محافل بینالمللی معماری است. دستیابی به شناخت علمی درباره این بنا، زاویه دید عمیقی از هنر و مهندسی کهن را در اختیار پژوهشگران و مسافران علاقهمند قرار میدهد.
هدف از نگارش این مقاله بررسی ابعاد پنهان سازه، تحلیل زاویه شکست نور خورشید و رفتار گنبد مدور در تعامل با اقلیم خشک فلات مرکزی است. تسلط بر الگوهای طراحی و چرخش ۴۵ درجهای دهلیز، ضرورت واکاوی این سازه شاخص واقع در میدان نقشجهان را دوچندان میسازد. در این پژوهش تلاش میشود تا بدون ورود به گزارههای صرفا توصیفی، زوایای علمی، بارگذاریهای سازهای و عملکرد بصری جدارهها با بیانی تحلیلی تبیین گردد.
حل معضل قبله با چرخش نامحسوس دهلیز ورودی و تصحیح زاویه دید
یکی از چالشهای بنیادین در جانمایی و استقرار این بنا، عدم انطباق راستای جغرافیایی میدان نقشجهان با جهت دقیق قبله در اصفهان بوده است. میدان بر مبنای جهتگیری شمال به جنوب طراحی شده است، در حالی که راستای قبله زاویهای متمایل به سمت جنوب غربی را ایفا مینماید. معمار برای پرهیز از کجی نمای بیرونی در خط آسمان میدان، تدبیری کاملا فنی در طراحی دالان ارتباطی به کار بسته است. او با طراحی یک شکست زاویهدار در مسیر دهلیز ورودی، تغییر جهت ناگهانی بدن را از دید ناظر پنهان نگاه میدارد.
هنگامی که فرد از سردر مجلل و تاریک وارد فضای دالان مسقف میشود، با گردش آرام در یک مسیر قوسی شکل به سمت شبستان هدایت میگردد. این چرخش حدود چهل و پنج درجهای به گونهای اجرا شده است که ناظر در طول پیمایش مسیر، تغییر جهت فضایی را متوجه نمیشود. کاهش تدریجی شدت نور در طول این دهلیز، چشمان تماشاگر را برای ورود به صحن اصلی و مواجهه با انفجار رنگها آماده میسازد. این تدبیر مهندسی نه تنها انحراف سازه از میدان را پوشش داده، بلکه یک آمادگی روانی کامل برای ورود به فضای نیایش خلق کرده است.
علاوه بر جنبه ادراکی، ضخامت دیوارههای خارجی این دالان وظیفه دفع ارتعاشات محیطی و انتقال بارهای رانشی گنبد به زمین را نیز بر عهده دارند. استفاده از آجرهای متراکم پختهشده همراه با ملات سنتی ساروج، پایداری استاتیکی این مسیر ارتباطی را در طول سدهها تضمین نموده است. مهندس سازه با محاسبه بار جانبی طاقهای متوالی، فشار حاصل از سنگینی سقف را به ستونهای جانبی منتقل کرده است. این مهارت بالا در مدیریت ایستایی، مانع از افت نشستهای نامتقارن در این بخش حیاتی از عمارت تاریخی شده است.

تحلیل هندسی و رفتار استاتیکی گنبد دوپوسته فاقد مناره
گنبد این شاهکار تاریخی نمونهای کمنظیر از گونه گنبدهای دوپوسته پیوسته با خیز ملایم و نسبتهای متوازن در فلات ایران محسوب میگردد. بر خلاف بسیاری از ابنیه مذهبی همعصر، این سازه به دلیل کاربری نیایشگاهی خاص و عدم نیاز به اذانگویی عمومی، کاملا فاقد گلدسته و مناره است. ارتفاع پوسته خارجی گنبد حدود سی و دو متر از سطح زمین بوده و قطر دهانه آن به بیش از دوازده متر میرسد. انتقال بار گنبد دایرهای بر روی یک پلان کاملا مربع، شاهکاری از محاسبات زاویهسنجی و ایجاد گوشوارههای مستحکم است.
معمار با استفاده از چهار تاقنمای عظیم در کنارهها و چهار فیلپوش کشیده در زوایا، پلان چهارگوش را ابتدا به هشتضلعی و سپس به دایره تبدیل کرده است. این عملیات پیچیده مهندسی تحت عنوان تبدیل گوشهها به دایره، بار متمرکز وزن گنبد را به شکلی کاملا یکنواخت به پایهها میرساند. ضخامت جدارههای زیرین گاه به بیش از دو متر میرسد تا تنشهای کششی ناشی از وزن قوسها به طور کامل خنثی گردند. این محاسبات دقیق فیزیکی سبب شده است که حتی پس از وقوع زمینلرزههای ادواری، هیچگونه شکاف عمیقی در بدنه گنبد پدیدار نشود.
پوسته خارجی گنبد علاوه بر نقش باربری، به عنوان یک سپر حرارتی کارآمد در برابر تابش شدید آفتاب کویری عمل مینماید. فاصله هوایی ایجادشده میان دو لایه آجرچینی، مانع از تبادل حرارتی شدید فضای داخلی شبستان با محیط متغیر بیرون در فصول گوناگون میشود. این رفتار اقلیمی سبب میگردد که دمای هوای درونی در اوج گرمای تابستان و سرمای استخوانسوز زمستان، در محدودهای مطبوع و ثابت باقی بماند. پایداری مصالح به کار رفته در طاق گنبد، نمادی از دانش عمیق پیشینیان در حوزه مقاومت مصالح و مهندسی اقلیم به شمار میرود.
فرمولاسیون فیزیکوشیمیایی لعاب کاشیها و بازتاب طیفهای رنگی
رنگ کرم نخودی متمایل به خاکی در پوسته خارجی گنبد، یکی از بارزترین تفاوتهای بصری این بنا با گنبدهای فیروزهای شاخص عصر صفوی است. در ساعات اولیه بامداد، با تابش مایل پرتوهای طلایی خورشید، سطح محدب گنبد طیفهای گرمی از رنگ صورتی و نارنجی ملایم را بازمیتاباند. این پدیده حاصل فرمولاسیون ویژه لعاب کاشیها و استفاده از اکسیدهای فلزی نظیر آهن و منگنز در پخت خاک رس پوشش نما است. زاویه قرارگیری بندکشیها نیز سبب پخش یکنواخت نور بر پهنه منحنی شده و از تشکیل لکههای خیرهکننده نوری جلوگیری میکند.
در بخش داخلی شبستان، کاشیهای معرق هفترنگ با غلبه رنگهای سرمهای و لاجوردی تیره، عمق بصری غیرقابل انکاری به دیوارههای حائل میبخشند. لایههای نازک اکسید مس موجود در لعاب کاشیهای لاجوردی، پرتوهای فرابنفش ورودی را جذب کرده و آرامش بصری بینظیری تولید مینمایند. برش قطعات کاشی با زوایای میلیمتری و تهنشینی ملات گچ کشته در پشت آنها، اتصالی صلب و پایدار میان جداره و تزیینات برقرار ساخته است. این ظرافت شیمیایی و مهندسی، ماندگاری الگوهای ختایی و اسلیمی را پس از گذر قرنهای متمادی تضمین کرده است.
فیزیک نور و سازوکار شکلگیری نگاره دم طاووس بر اثر زاویه شکست پرتوها
طراحی سامانه روشنایی در بخش ساقه یا طوقه گنبد، اوج نبوغ طراح را در درک اصول اپتیک و اپتومتری فضایی به اثبات میرساند. دور تا دور گردنه گنبد، شانزده پنجره مشبک زوج تعبیه شده است که در فواصل هندسی معین، جریان نور طبیعی را به شبستان هدایت میکنند. شبکه آجری بیرونی و درونی این روزنهها به شکل دوجداره اجرا شده تا زاویه ورود پرتوهای خورشیدی را به صورت انتخابی تنظیم نمایند. این پنجرهها در تمام فصول سال، مسیر چرخش مداری خورشید را دنبال کرده و روشنایی مورد نیاز صحن را بدون هیچگونه زنندگی فراهم میسازند.
پدیدار شدن نگاره دم طاووس در مرکز گنبد، ناشی از شکست پرتوهای متمرکز نور خورشید از این مشبکهای هدایتکننده نور است. هنگامی که شعاعهای باریک نور با زاویه معین از لابلای بازشوهای طوقه عبور میکنند، مستقیما به مرکز کاسه گنبد در راس تابیده میشوند. پرتوهای تابیدهشده بر اثر تحدب سقف و امتداد خطوط کاشیهای اسلیمی، تصویری متحرک شبیه به پرهای بازشده طاووس را شکل میدهند. این طرح با حرکت پیوسته زمین و تغییر زاویه روزانه خورشید، بر سطح داخلی گنبد جابهجا شده و پویایی شگفتانگیزی میآفریند.

هندسه لوزیهای کاهنده و خطای دید در ایجاد پرسپکتیو صعودی
الگوهای تزیینی مرکز گنبد از چیدمان دقیق ۳۲ ردیف لوزی با ابعاد کاملا متغیر و کاهنده از پایین به بالا تشکیل شدهاند. لوزیهای مستقر در دهانه پایین گنبد، بزرگترین مقیاس هندسی را دارند و هر چه به راس کانون نزدیکتر میشوند، ابعاد آنها به شکل تصاعدی کوچکتر میگردد. این شیوه چیدمان باعث ایجاد یک خطای دید عمدی در دستگاه بینایی انسان شده و ارتفاع واقعی گنبد را بسیار بلندتر از اندازه حقیقی جلوه میدهد. معمار با تسلط بر قواعد پرسپکتیو معکوس، ناظر را در یک عمق بصری بیپایان به سمت آسمان معلق میسازد.
تلفیق خطوط حلزونی اسلیمی در بطن این لوزیها، حرکت چشم را به شکلی نرم و چرخشی از محیط به مرکز گنبد هدایت مینماید. خطاطیهای علیرضا عباسی به خط ثلث در کمربند زیرین گنبد، بستر تعادل وزنی میان دیوارههای ایستا و پویایی سقف را مهیا ساختهاند. رنگ سفید حروف بر زمینه لاجوردی عمیق، وضوح خوانایی کلمات را در زیر نور غیرمستقیم شبستان افزایش داده و تضاد بصری خیرهکنندهای پدید آورده است. این همگرایی هندسه، ریاضیات و کتیبهنگاری، عمارت را به کمالی بیانی در تاریخ معماری جهان مبدل ساخته است.
محاسبات آکوستیک، بازتاب اصوات و نقش خمش طاقها در تقویت ارتعاش صوتی
طراحی حجم درونی شبستان مسجد شیخ لطف الله تنها به مباحث پرتوهای دیداری محدود نبوده و محاسبات پیچیده آکوستیک محیطی را نیز در بر میگیرد. با توجه به کاربری نیایشگاهی خاص و ابعاد متمرکز فضا، ضرورت توزیع همگن فرکانسهای صوتی در سراسر صحن به شکلی برجسته احساس میشده است. دهانه مدور زیر کاسه گنبد و فرم منحنی گوشوارههای چهارگانه، بستری مهندسیشده را برای بازتاب پیوسته ارتعاشات کلامی قرائتکننده فراهم میآورند. در واقع امواج صدا پس از برخورد با جدارههای سخت کاشیکاریشده، بدون شکست آزاردهنده به گوش مخاطبان مستقر در زوایای مختلف شبستان میرسند.
پوسته صیقلی سطوح لعابدار نقش تعیینکنندهای در کاهش نرخ جذب صوتی و ممانعت از میرایی زودهنگام فرکانسهای بم و زیر ایفا مینماید. مقطع قوسی بخش زیرین گنبد ارتعاشات را به سمت کانون مرکزی متمرکز کرده و بازتاب آن را در حجمی پیوسته به پایین هدایت میکند. این ویژگی سبب میشود طنین کلام بدون نیاز به فریاد زدن گوینده، وضوح گفتاری بسیار مطلوبی را در سطح کف به همراه داشته باشد. ضخامت فوقالعاده دیوارههای حائل پیرامونی نیز مانند یک عایق صوتی صلب عمل کرده و از نفوذ همهمههای میدان باز بیرونی جلوگیری مینماید.
پیوند تنشهای رانشی با ضخامت جرزها و مکانیسم هدایت بار در لایههای پی
بررسی دیاگرام تنشها نشان میدهد که وزن مرده توده عظیم آجرچینی گنبد، نیروهای رانشی جانبی شدیدی را به سمت خارج وارد میسازد. برای خنثیسازی این بردارهای برشی مخرب، طراح ضخامت جرزهای باربر را تا حد اعلای پایداری استاتیکی در عمق و ارتفاع افزایش داده است. نیروهای افقی حاصل از تمایل گنبد به باز شدن، در بدنه فیلپوشهای مثلثی مستهلک گشته و سپس به خطوط قائم پایهها سرریز میشوند. این استراتژی سازهای مانع از ایجاد لنگرهای واژگونی در لبههای فوقانی بنا در برابر نشستهای خاکی درازمدت شده است.
در تراز زیرین زمین، پیریزی گسترده با ملات آهکی دستساز، بار متمرکز پایهها را در سطح وسیعی از لایههای رسی بستر پخش میکند. چگالی بالای مصالح سنگی و رسوبات متراکم در شالوده، پایداری کلی بنا را در مواجهه با حرکات افقی لایههای خاک تثبیت کرده است. اتصال کاملا پیوسته میان بدنه پی و جرزهای باربر، یک ساختار جعبهای صلب را برای مقاومت در برابر پدیدههای ژئوتکنیکی شکل میدهد. به کارگیری این اصول مهندسی خاک و پی، بقای بینقص کالبد را در فراز و نشیب رویدادهای اقلیمی چندین سده رقم زده است.

تحلیل مشخصات فنی، هندسی و کارکردی عناصر معماری مسجد شیخ لطف الله
| نام عنصر سازهای | ابعاد / مشخصه هندسی | مصالح و پوشش نهایی | کارکرد تخصصی در پایداری و ادراک |
|---|---|---|---|
| گنبد دوپوسته پیوسته | ارتفاع ۳۲ متر، دهانه ۱۲ متر | اسکلت آجری با لعاب نخودی | ایجاد عایق حرارتی هوا و انتقال متقارن بارهای ثقلی |
| روزنههای ساقه گنبد | ۱۶ پنجره مشبک زوج متقارن | گچ متراکم و آجر با شبکه دوجداره | تنظیم زاویه تابش خورشید و تشکیل طرحواره دم طاووس |
| دالان زاویهدار ورودی | گردش طولی با انحراف ۴۵ درجه | آجر متراکم، ملاط ساروج و کاشی | انطباق راستای میدان با زاویه قبله و تطابق نوری چشم |
| جرزهای باربر جانبی | ضخامت فراتر از ۲ متر در زوایا | سنگ لاشه پی، آجر پخته و ساروج | مهار کامل نیروهای رانشی طاق و دفع بارهای لرزهای |
| فیلپوشها و گوشوارهها | فرم انتقال مربع به دایره در ۴ زاویه | طاقهای جناغی با تزیینات مقرنس | تبدیل هندسه پلان و توزیع همگن وزن بر پایههای صلب |
عناصر مندرج در جدول بالا نشاندهنده یکپارچگی محاسبات مهندسی با کارکردهای بصری و اقلیمی در بخشهای گوناگون مسجد شیخ لطف الله است. هر جزء سازهای علاوه بر برآوردن الزامات زیباییشناختی، نقشی تعیینکننده در ایستایی، جهتیابی و رفتار فیزیکی کل عمارت بر عهده دارد.
بررسی نقوش مقرنس سردر و پیوند ریاضی سازه ورودی با محور بیرونی
سردر ورودی بنا یکی از پیچیدهترین الگوهای طراحی هندسه سهبعدی را از طریق اجرای قطاربندیها و مقرنسهای معلق به نمایش میگذارد. هندسه حاکم بر این فرورفتگی قوسی با پیروی از روابط کسری دقیق، وظیفه پیوند بصری میان بدنه بیرونی و سقف مسقف هشتی را به سرانجام میرساند. زوایای اتصال پرهها و سطوح توخالی مقرنس، علاوه بر ایجاد شکستهای تدریجی سایهروشن، بارهای فشاری لبههای بیرونی پیشانی سردر را به لایههای پشت انتقال میدهند. خط تقارن حاکم بر نقوش، انضباط ریاضی شگرفی را در اولین لحظه رویارویی چشم ناظر با بدنه به تصویر میکشد.
کاشیکاریهای معرق پرکار در زیر کاسه مقرنس ورودی، با طرحهای درهمتنیده اسلیمی، یک بافت پویا و متراکم را پدید آورده است. چیدمان دقیق قطعات خردشده با شیبهای معکوس، مانع از افتادن لعاب بر اثر رطوبت محیطی یا اختلاف دما در طول ایام سال میشود. تکیه پایهای این مجموعه طاقی بر سکوهای سنگی از جنس سنگ مرمر خالص، از فرسایش سطحی حاصل از تردد رهگذران ممانعت مینماید. بدین شیوه، آستانه ورودی به عنوان یک رابط کالبدی پایدار میان گذرگاه عمومی میدان و قلمرو رازآلود شبستان عمل میکند.
بررسی پیوندهای سازهای محراب و توزیع بارهای نقطهای در جداره قبله
محراب مسجد شیخ لطف الله تنها یک المان شاخص بصری در انتهای محور دید شبستان نیست. این بخش نقش بسیار تعیینکنندهای در باربری متمرکز دیواره جنوبی ایفا میکند. فرورفتگی قوسی این المان با استفاده از طاقهای مقرنس توخالی اجرا شده است. این ساختار بار مرده لایههای بالایی را به جرزهای ضخیم اطراف منتقل میسازد. دیواره پشتی محراب با ضخامت بیشتر نسبت به سایر بخشها چیده شده است تا ارتعاشات را خنثی کند.
استفاده از حاشیههای سنگ مرمر صیقلی در زیرسازی قوس محراب، نشستهای ریز این بخش را مهار کرده است. این سنگهای یکپارچه تنشهای برشی حاصل از لنگرهای خمشی را بدون ایجاد اعوجاج جذب میکنند. کاشیهای هفترنگ این طاقچه عمیق دارای خطوط اسلیمی با کادر معرق طلایی هستند. شکست ملایم نور بر این خطوط، برجستگی هندسی طاق را دوچندان به تصویر میکشد. اتصال دقیق این بخش به کلافهای پنهان آجری، استحکام سازه را در طول سدهها تضمین نموده است.

فرمولاسیون ملاط ساروج و مقاومت جدارهها در برابر نشستهای پیوسته
ملاط به کار رفته در اتصال آجرهای باربر گنبد و دیوارهها نقشی بنیادین در پایداری این عمارت دارد. استادان کهن از ترکیب خاکستر، آهک شکفته، ماسه بادی و الیاف طبیعی استفاده کردهاند. این مخلوط متراکم خاصیت مویینگی بسیار پایینی در برابر جذب رطوبت خاک فلات مرکزی از خود نشان میدهد. چنین ترکیبی به مرور زمان با دیاکسید کربن محیط ترکیب شده و به سنگی یکپارچه تبدیل میشود. این ویژگی مانع از بروز شکافهای ناشی از انقباض و انبساط فصلی در پوسته شده است.
چگالی بالای ملاط ساروج چسبندگی فوقالعادهای میان بلوکهای رسی پخته در کانونهای باربر پدید میآورد. این همپوشانی فیزیکی، توزیع یکنواخت بارهای افقی ناشی از لرزشهای زمین را تضمین میکند. در محل اتصال طاقها به پایهها، انعطافپذیری کنترلشده ملاط مانع از تخریب ترد ملات سنتی میگردد. این راهکار ژئوتکنیکی هوشمندانه، نشست سازه را در طول قرنها به حداقل مقدار ممکن رسانده است. سازگاری حرارتی ملاط با خشت پخته، طول عمر کالبد معماری بنا را جاودانه ساخته است.
هندسه مدولار در تقسیمبندی طوقه و کنترل ارتعاشات پیچشی گنبد
طوقه میانی یا گریو گنبد به عنوان حلقه رابط میان بدنه مکعبی و کاسه مدور عمل میکند. این بخش با تقسیمبندی به شانزده دهانه یکسان، گشتاورهای پیچشی ناشی از بادهای کویری را مهار میسازد. شبکه مشبک آجری درون هر دهانه با محاسبات دقیق فاصله پر و خالی چیده شده است. این منافذ جهت چرخش پرتوهای آفتاب را با تغییر زاویه تابش روزانه کاملا هماهنگ میکنند. مهندسان عصر صفوی با این تدبیر، همزمان نیاز سازهای و ضرورت روشنایی را پاسخ دادهاند.
تغییر تدریجی مقطع افقی طوقه از حالت مربعی شبستان به حالت دایره کامل، از پیدایش لبههای برشی جلوگیری میکند. این تغییر هندسی مانع از تجمع تنش در گوشههای شبستان هنگام وقوع تنشهای لرزهای شده است. چیدمان رجهای آجری به شیوه ضربی و رومی، استحکام شعاعی را در کمربند گنبد افزایش میدهد. پیوستگی خطوط ثلث کتیبه با لبههای این رینگ، همگرایی هنر خوشنویسی با ایستایی سازه را نشان میدهد. تمامی محاسبات زاویهای در این بخش بدون دخالت سامانههای اندازهگیری مدرن اجرا گشته است.
محاسبات جریان هوای طبیعی و تعدیل رطوبت در زیر کاسه گنبد
جریان طبیعی هوا در درون شبستان بدون حضور هیچگونه بادگیر خارجی و تنها از طریق گشودگیها شکل میگیرد. هوای خنک از طریق دهلیز ورودی و درگاه پایین به سمت مرکز صحن کشیده میشود. سپس این جریان با دریافت گرمای درون به لایههای بالاتر صعود کرده و به طوقه میرسد. شانزده پنجره مشبک پیرامونی با ایفای نقش خروجی، هوای گرم و رطوبت تجمعیافته را به بیرون میرانند. این تهویه پیوسته از پوسته شدن لایههای لعابی کاشیهای ظریف معرق ممانعت به عمل میآورد.
ثبات جریان هوا در تمام فصول سال، فضای درونی را همواره در وضعیتی معتدل نگاه میدارد. عدم وجود کوران هوای شدید، از ایجاد تکانههای صوتی و افت دمای ناگهانی جلوگیری مینماید. این سامانه خودتنظیم ناشی از اختلاف فشار هوای داخل با محیط بیرونی میدان است. هوای حبسشده در فاصله میان دو جداره گنبد، به عنوان یک لایه همرفتی عایق حرارت عمل میکند. بدین ترتیب پایداری تزیینات گرانبها در برابر تنشهای رطوبتی به شکلی کاملا مهندسی حفظ میگردد.

نتیجهگیری:
مسجد شیخ لطفالله تبلور متعالی تعامل میان محاسبات دقیق استاتیکی، درک عمیق از جهتیابی جغرافیایی و تسلط بر فیزیک نور در دوران صفوی است. راهکارهای ارائهشده در انطباق با زاویه قبله و اجرای گنبد دوپوسته بدون نیاز به تکیهگاههای خارجی، نبوغ سازندگان این دیار را نمایان میسازد. نگاره متحرک حاصل از تابش پرتوها بر سقف داخلی، یادآور پیوند ناگسستنی میان دانش فنی و هنر والای معماری ایرانی در مقیاس جهانی است. پیشنهاد میشود هنگام حضور در این مکان با شکوه، به ظرافت پنجرههای مشبک و حرکت نامحسوس نور بر جدارهها با دیدهای تحلیلگر بنگرید.
سؤالات متداول (FAQ):
❓ سؤال ۱: علت چرخش چهل و پنج درجهای دهلیز ورودی در مسیر رسیدن به شبستان اصلی چیست؟
💬 پاسخ: این چرخش زاویهدار به منظور جبران اختلاف زاویه امتداد شمالی-جنوبی میدان نقشجهان با جهت جنوبغربی قبله طراحی شده تا نمای بیرونی بنا دچار کجی و انحراف بصری نگردد.
❓ سؤال ۲: نگاره موسوم به دم طاووس در زیر سقف گنبد چگونه شکل میگیرد؟
💬 پاسخ: عبور زاویهدار پرتوهای آفتاب از شانزده پنجره مشبک ساقه گنبد و تابش آنها بر سطح محدب مرکز سقف، امتداد خطوط نقوش لوزی را برجسته کرده و تصویر طاووس را مجسم میسازد.
❓ سؤال ۳: گنبد این بنا از نظر ساختار مهندسی و باربری دارای چه ویژگیهایی است؟
💬 پاسخ: این سازه از گونه گنبدهای دوپوسته پیوسته محسوب میشود که با ایجاد گوشوارهها و فیلپوشها در زوایا، وزن سنگین پوسته آجری را به شکل کاملا متوازن به دیوارههای قطور جانبی منتقل میکند.
